X
تبلیغات
براي دلم

براي دلم

Sweet dreams


Sweet dreams are made of this
Who am I to disagree?
Travel the world and the seven seas
Everybody's looking for something
Some of them want to use you
Some of them want to get used by you
Some of them want to abuse you
Some of them want to be abused

Sweet dreams are made of this
Who am I to disagree?
Travel the world and the seven seas
Everybody's looking for something
Some of them want to use you
Some of them want to get used by you
Some of them want to abuse you
Some of them want to be abused

I wanna use you and abuse you
I wanna know what's inside you
(Whispering) Hold your head up, movin' on
Keep your head up, movin' on
Hold your head up, movin' on
Keep your head up, movin' on
Hold your head up, movin' on
Keep your head up, movin' on
Movin' on!

Sweet dreams are made of this
Who am I to disagree?
Travel the world and the seven seas
Everybody's looking for something
Some of them want to use you
Some of them want to get used by you
Some of them want to abuse you
Some of them want to be abused

I'm gonna use you and abuse you
I'm gonna know what's inside
Gonna use you and abuse you
I'm gonna know what's inside you

جوابيه شهرزاد
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:34  توسط رهياب  | 

تقديم به سارا

Dove sei adesso
Dove sei, amore mio

(Don't keep me waiting)

Dov'è l'amore
Dov'è l'amore
I cannot tell you of my love
Here is my story
I'll sing a love song
Sing it for you alone
Though you're a thousand miles away
Love's feeling so strong

Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, with my love song

Dov'è l'amore
Dov'è l'amore
Where are you now my love?
I need you here to hold me
Whisper so sweetly
Feel my heart beating
I need to hold you in my arms
I want you near me

Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, ooh with my love song

(Don't keep me waiting)

Non c'è nessuno
Non c'è nessuno
Non c'è nessuno
Bello come te e ti amo

Come to me baby
Come to me baby
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, with my love song
I carry you away.
(Dov'è l'amore)
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:23  توسط رهياب  | 

ميخواستم با دل خوش از هم جدا بشيم

رهياب جان سلام خوبي بهتري
چه خبر
اول ميخواستم اسمتو عوض كنم
بعدشم هنوز از دستت خيلي ناراحتم
ولي باز هم ميخواستم با دل خوش از هم جدا بشيم
براي همين دعوتت ميكنم بيا سارا ساعت 6 منتظرم
شهرزاد

يه بازي جديد براي رهياب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 21:56  توسط رهياب  | 

اشکها

شبها به آسمان نگاهی کن
به ستاره ها خیره شو
ماه در آسمان نیست
شبهای آغاز پاییزیست
اصلا تو می دانستی
عاشق شدن آسان است
عاشق پریشان است
وفا سخت است
جفا اما آسان است
منتظرم باد پاییزی
من را همچو برگی فرو ریزی
منتظرم ابرها
باران بیاید
و همراه اشکهایم در جوی جاری شود
و همراه قطره های باران که بر زمین جاری می شود
به رود بریزد و سپس به دریا برسد
و تنها اشکهایم حس کنند به دریا رسیدند
از دست تو راحت شدند
و من و جسم و روح همینجا ماندیم
ولی اشکهایم می روند
قطره ای با باد
قطره ای با باران
قطره ای در پاییز
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 12:49  توسط رهياب  | 

زندگی جاده ایست دورودراز که پنجره اش رو به عزیمت باز است...

من نمیدانم که چرا میگویند
آسمان آبی است
عشق سرخ است
زندگی سبز است



و نمی دانم که چرا میگویند
پرنده مهاجر است
انسان مسافر است
زندگی در مقابل است



فقط میدانم زندگی جاده ایست دورودراز که پنجره اش رو به عزیمت باز است...
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 12:48  توسط رهياب  | 

اس ام اس هاي شهرزاد

خوشبختي مثل توپه وقتي نيست دنبالش ميدويم و وقتي بهش رسيديم بهش لگد ميزنيم
اگر تموم زندگيت آتش گرفت بي خيال خودت رو باهاش گرم كن
هميشه صدايبلند را ميشنويم پررنگ هارا ميبينيم و سختي ها را ميخواهيم غافل از اين كه خوب ها آسان ميآيند بي رنگ ميمانند وبي صدا ميميرند

منتظر جواب منه
اما دست و دلم به جواب نميره
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:13  توسط رهياب  | 

اسیر جنگی

يه شكست خورده عشقم توي رزم نابرابر   . . .

 

توي اردوگاه قلبت منم يك اسير جنگي

تو منو شكنجه ميدي توي اين قلعه سنگي

همه سرزمين چشمام توي اشغال نگات

عشق و احساس قشنگم تو غنيمت پاهات

من تو اون اسارت عشق حرف آخرو نوشتم

زير شلاق نگاهت بين دوزخ و بهشتم

يه شكست خورده عشقم توي رزم نابرابر

كاشكي زنده نمي موندم توي اون خاكريز آخر

هنوز تركشاي حرفات توي عمق گريه هامه

اين ترانه هاي زخمي پشت سنگر صِدامه

واسه فتح دل سادم موندن و بهونه كردي

سر رات خدا مي دونه چند تا دل ويروونه كردي

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:9  توسط رهياب  | 

تو زندگيم يه دنيايی،یه کابوسم تو رويايی

سبب منم که ميشکنم اما حرفی نميزنم

اگه هيچکس برام نموند واسه اينه که سبب منم

کاش بدونی ماتم دنيام بی تو فقط گريه ميخوام

کی ميدونه اين حسرتها چه کرده با روز و شبام

تو زندگيم يه دنيايی،یه کابوسم تو رويايی

يه پاييزم تو بهاری،من يه مرداب تو دريايی

از اين گريه چه ميدونی،نه دردمی نه درمونی

به چه اميد ميخوای باشی،که پيش دردام بمونی

تو زندگيم يه دنيايی،یه کابوسم تو رويايی

يه پاييزم تو بهاری،من يه مرداب تو دريايی

سبب منم که ميشکنم اما حرفی نميزنم

اگه هيچکس برام نموند واسه اينه که سبب منم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:4  توسط رهياب  | 

یاد من باش

وقتی شب از کوچه رد شد ؛ حکم خنده تا ابد شد


وقتی گل صد تا سبد شد ؛ یاد من باش یاد من باش


وقتی غم خونه نشین شد ؛‌ وفتی سایه نقطه چین شد

روزگار بهتر از این شد ؛ یاد من باش یاد من باش

هر جا راه  بسته دیدی ؛ آینه ی شکسته دیدی


یا یه مرد خسته دیدی ؛ یاد من باش یاد من باش


سر پیچ هر ترانه ؛ پشت هر حرف و بهانه


تا همیشه عاشقانه ؛ یاد من باش یاد من باش


جای من رو خالی کن ؛ اگه خورشید در اومد


اگه جادوی سیاهی ؛ بی اثر شد یاد من باش

جای من رو خالی کن ؛ اگه غصه سر اومد

اگه قاصدک دوباره ؛ خوش خبر شد یاد من باش

یاد من باش یاد من باش

یاد من باش یاد من باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:2  توسط رهياب  | 

ومن بدون استراتژي بودم

رهياب سرچر كماندو
من كه مردان زيادي رابه خاك افكنده بودم
سرزمينهاي زيادي را فتح كرده بودم
اما در بيان قضيه ازدواج با محمد بدون استراتژي رفتار كردم
اون هم به خاطر اينه كه دلي بود قضيه
و مغز من هميشه درست ميگه

شهرزاد هنو منتظره من بهش زنگ بزنم حال منو از محمد ميپرسه
پيرمرد هم چك 5 ميليوني رو مثلا براي اطمينان سه ميليون پيش خودش نگه داشته
گاماز عينن يك بچه چهار ساله ميمونه
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:0  توسط رهياب  | 

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی

*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.
به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:55  توسط رهياب  | 

رمز موفقيت در زندگي چيست؟

هر توفيق بزرگي ايجاب مي‌كند كه مسئوليت‌پذير باشيد. در تحليل نهايي، صفت مشترك همه آدم‌هاي موفق، توانايي در قبول مسئوليت است.
موفقيت در زندگي لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زياد، قدرت و مقام اجتماعي نيست، بلكه موفقيت يعني خود باشيم، نه ديگري. موفقيت يعني شناخت ارجحيت‌هاي زندگي و عملكرد براساس آن. موفقيت يعني ساختن امروز براي فردايي بهتر. موفقيت، تجهيز امروز خود براي فرداي پربار است. موفقيت در زندگي به عوامل مختلفي بستگي دارد.

1- ايمان به موفقيت
كسي مي‌تواند به موفقيت برسد كه خواهان آن باشد و در وجود خود توان رسيدن به آن را بيابد و خودش را لايق رسيدن به موفقيت بداند و نسبت به تحقق آن اميدوار باشد. اين امر نياز به روي آوردن به افكار مثبت و طرد افكار منفي دارد.

2- تصميم و قاطعيت
يكي از رموز موفقيت مردان بزرگ، اراده قوي و عزم راسخ آنها بوده است. كساني كه از ميان موانع و مشكلات بگذرند و از تندباد حوادث به سلامتي عبور كنند به اهداف متعالي خود خواهند رسيد. چه بسا افرادي كه از امكانات خوبي برخوردارند ولي به دليل سستي اراده و عدم اعتماد به نفس و عدم قاطعيت در امور، از اتخاذ تصميم باز مانده و به ركود و شكست تن داده‌اند و چه بسا افرادي كه با وجود امكانات كم و شرايط سخت، باعزمي راسخ و اعتماد به نفس به قله‌هاي رفيع موفقيت نايل گشته‌اند.

3- پشتكار و استقامت
پيروزي و موفقيت از آن كساني است كه در عرصه پيكار زندگي تسليم موانع نشده و با صبر و شكيبايي به راه خود ادامه داده‌اند. مي‌گويند يك دانش‌آموز چيني كه در رشته تحصيلي خود پيشرفتي به دست نياورده بود از شدت ياس و نااميدي كتاب‌هايش را جمع كرد و دور انداخت. در همان لحظه مشاهده كرد كه زني مستمند قطعه فلزي را با سختي سوهان مي‌زند تا از آن سوزني درست كند. مشاهده اين صحنه به او درسي آموزنده آموخت. او تصميم گرفت به كلاس درس برگردد و به هر قيمتي هست با قاطعيت تمام به ادامه تحصيل خود بپردازد. او در سايه شكيبايي در رديف دانشمندان شهير عصر خود قرار گرفت.

4- خودشناسي
يكي از راه‌هاي رسيدن به موفقيت، خودشناسي است. منظور از خودشناسي، شناسايي ذوق و استعداد و توانايي‌هاست. از اديسون پرسيدند: چرا اغلب جوانان موفق نمي‌شوند؟ گفت: براي اين‌كه راه خود را نمي‌شناسند و در جاده ديگري گام بر مي‌دارند.
يكي از دلايل شكست بعضي از جوانان، در نظر نگرفتن علاقه و ذوق شخصي است. مثلا شخصي به درس علاقه ندارد ولي به كارهاي هنري يا فني علاقه‌مند است. با اين حال با اكراه و اجبار و يا متاثر شدن از ديگران به تحصيل مي‌پردازد. بديهي است در اين صورت توفيق نمي‌‌يابد.
راز موفقيت ميليونرها
افراد ثروتمند و ميليونر خودساخته، باهوش‌تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته‌اند كه شما نيز مي‌توانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد..
1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ، زندگي شما را متحول خواهد كرد.
2- يك تصوير خاص از مقصد خود در ذهنتان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص‌تر و خاص‌تر باشد، امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.
3- به گونه‌اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان مي‌باشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار مي‌كنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه‌مند نمي‌باشيد، آن را رها كنيد. با «نه» گفتن به شغلي كه تنها براي پول آن را انجام مي‌دهيد، شغل دلخواه خود را همچون آهن‌ربا جذب خواهيد كرد.
5- يك گروه خوشفكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه بگذاريد. انديشه‌ها و ايده‌هاي خود را با يكديگر مطرح كنيد و از يكديگر پشتيباني كنيد.
6- همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.
7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي‌وقفه در شغل خود را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.
8- به شغل خود به عنوان يك خدمت‌رسان بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.
9- از تمام جزييات و ريزه‌كاري‌هاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.
10- مترصد فرصت‌ها باشيد. هر لحظه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند، جسم نيرومندي پديد مي‌آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف است. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي است.
12- زندگي خود را اولويت‌بندي كنيد و ابتدا كارهاي مهم‌تر را به انجام رسانيد.
13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتمادسازي كرده و مشتريان شما را افزايش مي‌دهد.
14- فرد منضبطي باشيد. زندگي خود را از فعاليت‌ها و افرادي كه موجبات پيشرفت شما را فراهم مي‌آورند، پر كنيد. فعاليت‌هايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي‌گذارند را از خود دور سازيد.
15- نخستين قانون متمولان پس‌انداز است. اين را هيچ‌گاه فراموش نكنيد.
16- هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه‌هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه‌ريزي‌هاي خلاقانه كنيد.
17- به سوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.
18- صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته‌هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.
19- در روند تصميم‌گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.
20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد، شما بايد موفق گرديد.
21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد به نفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك مي‌كند.
22- برخلاف جريان آب شنا كنيد.. هيچ‌گاه از ايده‌ها، عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.
23- به روي فرصت‌ها تمركز كنيد ، نه به روي موانع.
24- سه عنصر ترس، پشت‌گوش‌اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.
25- به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي مي‌كنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خشنود نخواهند شد و ممكن است در اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.
26- ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته‌ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته‌هاي ديگران است.
هدف‌گذاري، رمز موفقيت در مديريت
يكي از مهم‌ترين كارها براي نيل به موفقيت، هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي براي تحقق اهداف است. اگر ندانيم كه مي‌خواهيم چه كنيم و به كجا برسيم عمرمان را بيهوده تلف كرده‌ايم و نتيجه‌اي جز پشيماني و حسرت عايدمان نمي‌شود. پس بهتر است تا دير نشده دست به كار شويم و براي موفقيت خود هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي كنيم.
به ياد داشته باشيم هيچ كس جز خود ما نمي‌تواند موفقيت ما را تضمين كند و خداوند كريم و مهربان نيز آنچه را كه ما تدبير كرده‌ايم تقدير مي‌فرمايد پس سوء تدبير خود را به حساب بداقبالي و نخواستن خدا نگذاريم.
براي هدف‌گذاري موثر بايد هفت نكته كليدي را مدنظر قرار دهيم:
1- داشتن عزم و اراده پولادين براي تحقق اهداف
2- تعيين اهداف مشخص و واقع‌بينانه
3- برنامه‌ريزي دقيق و همه‌جانبه براي رسيدن به اهداف
4- استفاده از حمايت‌ها و پشتيباني‌هاي ديگران
5- تصور و تجسم دستيابي به اهداف در ذهن و شادكامي‌هاي ناشي از آن
6- مرور منظم و مداوم اهداف و برنامه‌ها و ايجاد اصلاحات لازم
7- پاداش دادن مداوم به خود براي موفقيت‌هاي كوچك در راستاي تحقق
كليدهاي طلايي موفقيت
خوشرو، شاداب و باطراوت باشيد.
در سلام كردن به افراد اگر از شما جوان‌تر هستند و يا در رده اجتماعي يا كاري پايين‌تري قرار دارند پيش‌دستي كنيد.
خوش قول باشيد.
متعهد و مسئول باشيد و به آنچه كه مي‌گوييد هر چند انجام آن برايتان بسيار سخت و گران تمام مي‌شود عمل كنيد.
هميشه آراسته باشيد حتي اگر بي‌حوصله هستيد.
اگر در مورد موضوع مورد بحث اطلاع دقيق و مستندي نداريد بهتر است اظهارنظر نكنيد هرگز براي حرفي كه نزده‌ايد شما را محكوم نخواهند كرد ولي اگر كلام اشتباهي بگوييد تاوان آن را بايد پرداخت كنيد.
انعطاف‌پذير باشيد و در مقابل موانع همچون آب روان باشيد كه پس از برخورد با صخره از پاي نمي‌نشيند بلكه صخره را دور مي‌زند تا به هدف برسد.
رفتاري يكنواخت داشته باشيد تا قابل اعتماد به شمار بياييد، متزلزل و ملون نباشيد.
به حقوق ديگران احترام بگذاريد، هر جا كه به نفعتان بود چشم‌ها را به روي حقوق ديگران نبنديد.
لجباز نباشيد، قاطع باشيد.
صداقت داشته باشيد، دروغ نگوييد، ريا نكنيد، بالاخره روزي واقعيت فاش شده و شما براي هميشه اعتمادتان را نزد ديگران از دست خواهيد داد.
كينه و بخل نداشته باشيد. بهترين راه بخشيدن است.
منصف باشيد.
عيب‌جو نباشيد، قرار نيست همه آدم‌هاي روي زمين كاملا بي‌عيب باشند.
هم ،خوب صحبت كنيد. هم، سخن خوب بگوييد، فقط شعار ندهيد وارد ميدان عمل شويد.
به ديگران بدون چشمداشت مهر بورزيد و مدد برسانيد. محبت واقعي بدون چشمداشت داشته باشيد پاداش كار خوب شما آرامش خاطري است كه به دست مي‌آوريد. منتظر جواب نباشيد.
كم‌توقع و قدردان باشيد.
هر جا كه متوجه اشتباه خود شديد پوزش بخواهيد اين كار عين بزرگي و شعور شماست از ارزش‌هاي شما چيزي كم نخواهد شد ولي اگر براي يك موضوع غلط هزار دليل بياوريد مي‌شود هزارو يك غلط.
پرخاشگر نباشيد، زود از كوره در نرويد. هرگاه احساس مي‌كنيد كه به زودي عصبي خواهيد شد ابتدا نفسي عميق بكشيد و از ده تا يك بر عكس بشماريد و بعد هيچ‌چيز نگوييد. پاسخ يا تصميم را به زمان ديگري موكول كنيد.
مهربان باشيد، با ديگران با ملاطفت و مدارا عمل كنيد. در بانك دل‌هاي ديگران حساب جاري مادام‌العمر باز كرده و بعد چك بكشيد.
امانتدار باشيد.
همنشين خوب را از ميان خوبان انتخاب كنيد تا به عقل و دين شما بيفزايد.
رموز موفقيت
در اين قسمت به پنج قاعده كليدي موفقيت تضميني در تمام صحنه‌هاي زندگي اشاره مي‌كنيم. قاعده‌هايي كه اگر به درستي درك شوند و با همت، پشتكار و سماجت دروني اشخاص پيگيري و اجرا شوند مي‌توانند موفقيت تضميني آن اشخاص را در حوزه‌اي از زندگي باعث شوند:

قاعده اول
اگر به اين نتيجه رسيده‌ايم كه كاري بايد انجام شود‌، پس بدون هيچ بهانه‌جويي و معطلي و با جديت كمر همت ببنديم كه آن كار انجام شود.

قاعده دوم
كاري كه بايد انجام شود را همين الان انجام بدهيم.

قاعده سوم
مهم نيست كه از كاري كه بايد انجام شود خوشمان بيايد يا خوشمان نيايد چون بايد انجام شود پس در هر حالت و روحيه‌اي كه باشيم با جديت، سرسختي و يكدندگي تمام آن كار را انجام مي‌دهيم.

قاعده چهارم
وقتي كار انجام شد آرام نمي‌گيريم و به اين مي‌انديشيم كه كار بعدي كه بايد حتما انجام شود كدام است.

قاعده پنجم
سراغ قاعده اول مي‌رويم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:54  توسط رهياب  | 

زندگي به روش آمريكايي

يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى!
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافيه!
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم! با بچه‌هام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده ميچرخم! و باديدن طبيعت به فكر فرو مي روم و از اين همه نعمت غرق لذت ميشم. بعد با دوستام شروع ميكنيم به صحبت كردن و گپ زدن و كلي از زندگيمان لذت مي بريم! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى!
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى!
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشترى ها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى...
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال!
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره!
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى! با زنت خوش باشى! برى تو دهكده يچرخي! و باديدن طبيعت به فكر فرو بري و از اين همه نعمت غرق لذت بشي. بعد با دوستانت صحبت كني و از زندگي لذت ببري.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:53  توسط رهياب  | 

پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرمابه خدا

پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرمابه خدا

سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند.پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند..چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود.سردار بلوچ هر چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.
سردار حسین خان به افضل الملک،ندیم فرمانفرما نیز متوسل می شود.افضل الملک نزد فرمانفرما می رود و وساطت می کند،اما باز هم نتیجه ای نمی بخشد.سردار حسین خان حاضر می شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند و افضل الملک این پیشنهاد را به فرمانفرما منعکس می کند،اما باز هم فرمانفرما نمی پذیرد.
افضل الملک به فرمانفرما می گوید:((قربان آخر خدایی هست،پیغمبری هست،ستم است که پسری درکنار پدر در رندان بمیرد.اگر پدر گناهکار است ،پسر که گناهی ندارد.))فرمانفرما پاسخ می دهد:((در مورد این مرد چیزی نگو که فرمانفرمای کرمان،نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی فروشد.))
همان روز پسر خردسال سردار حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می سپارد.دو سه روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می شود.هر چه پزشکان برای مداوای او تلاش می کنند اثری نمی بخشد.به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می کنند و به فقرا می بخشند اما نتیجه ای نمی دهد و فرزند فرمانفرما جان می دهد.
فرمانفرما در ایام عزای پسر خود،در نهایت اندوه بسر می برد.درهمین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود.فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می گوید:((افضل الملک!باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری!والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده،لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست فرزند من نجات می یافت.)).افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می دهد می گوید:((قربان این فرمایش را نفرمایید،چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری،اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!))
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:52  توسط رهياب  | 

معاني سمبليك گلها

 - گل رز:
* رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-
احترام-تبريك- "دوستت دارم"
* رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
* رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
* رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
* رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجي: اشتياق-شيفتگي-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي-جواني-عشق نوپا.
* يك شاخه گل رز: سادگي-سپاسگزاري-عشق تازه.
* يك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
* رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده.
* رز قرمز سير: سوگواري.
* رز سياه: مرگ.
* تركيبي از رز سفيد و سرخ: اتحاد-سازش
* رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدرداني.
* دسته گل رز كوچك: "من به ياد تو هستم"
- داوودي: حقيقت - "تو دوست فوق العاده اي هستي"

- نيلوفر آبي: حقيقت

- نرگس: غرور - خود بيني

- بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني

- سوسن سفيد: دوشيزگي - پاكي

- اقاقيا: عشق پاك - عشق پنهاني

- بگونيا: هشدار

- كاكتوس: پايداري - استقامت

- كامليا صورتي: "در آرزوي تو هستم"
- كامليا قرمز: "عشق تو همچون آتشي در قلب من است"
-
كامليا سفيد: "تو در خور پرستشي"


- ميخك: شيفتگي - عشق زن - ستايش - "بله"

- قاصدك: وفاداري - خوشبختي - صداقت - پيام آور عشق

- فراموشم نكن: خاطرات گذشته - عشق ناب

- پيچك: عشق - صداقت - وفاداري

- نسترن: آرزو - همدلي - "دوستم داشته باش"

- لادن: پيروزي - غلبه - فتح

- لاله: عاشق تمام عيار - "باورم كن"

- اركيد: عشق - زيبايي

-نرگس زرد: احترام - جوانمردي - " تا زماني كه تو در
كنار من هستي خورشيد بر من خواهد تابيد"

- اطلسي: شرم - ازدواج فرخنده

- گل پامچال: "بدون تو قادر به زندگي كردن نميباشم"

- ياسمن: شادي - شيريني - دلپذيري - وقار

- رزماري: يادآوري - خاطرات - يادگاري

- آلاله: پروت - زرق و برق

- آفتاب گردان: ستايش - غرور - پرستش

- مريم: لذت

- گلايل: ستايش - صداقت - "به من فرصت بده"

- زنبق: اندوه - تاسف

- آنتوريوم: عاشق

- مرغ بهشتي: شكوه - عظمت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:36  توسط رهياب  | 

60 ضرب المثل براي ازدواج


1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)
2- مردي كه به خاطر ” پول ” زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )
3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )
4- زني سعادتمند است كه مطيع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل يوناني )
5- زن عاقل با داماد ” بي پول ” خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )
6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )
7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )
8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )
9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)
10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )
12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )
13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )
15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)
16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )
17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)
18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )
19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )
20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )
21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )
23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
26- با زني ازدواج كنيد كه اگر ” مرد ” بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)
27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)
28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )
29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” مي خواهد. ( كريستين )
30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )
31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )
32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” مي شوند و اگر ” بد ” شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )
36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سيريوس)
37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)
39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)
41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )
42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )
44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)
46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )
48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)
50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )
51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)
52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )
53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )
54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )
55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )
57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )
60 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني.. ( شارل بودلر )

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:15  توسط رهياب  | 

يا علي

يا علي ! براي مؤمن در دنيا سه خوشحالي است : ديدار برادران افطار از روزه ، تهجّد در پايان شب .
يا علي ! سه چيز است كه اگر در كسي نباشد كاري از او پا نگيرد ( و در كارها توفيق نيابد ) پارسايي ( و ورعي ) كه حايل شود او را از نافرماني هاي خداي عزّ و جّل ، و خلق و خويي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند ، و بردباري و حلم كه به وسيله آن جهالت و ناداني جاهل ( و افراد نادان ) را برگرداند .
يا علي ! سه خصلت از حقيقت هاي ايمان است : انفاق و بخشش در تنگدستي ، انصاف مردم از خويشتن ، بذل دانش به دانشجو .
يا علي ! سه چيز از مكارم اخلاق است : عطا كني به كسي كه تو را از عطاي خويش محروم ساخته ، پيوند كني با كسي كه از تو بريده ، عفو كني و بگذري از كسي كه به تو ستم كرده است .
يا علي ! سه چيز است كه هر كس خداي را با آن سه ديدار كند از برترين مردم خواهد بود : كسي كه به پيشگاه خدا برود با انجام هر چه خدا بر او فرض و واجب كرده كه او از زمره ي عابدترين مردم است ، كسي كه پارسايي ورزد از محرمات الهي كه او از پارساترين مردم است ، كسي كه قناعت كند به آنچه خدا روزي اش كرده كه او از بي نيازترين مردم است .
يا علي ! سه چيز است كه اين امت طاقت آن را ندارد . مواسات با برادر ديني در مال ، انصاف مردم از خويش ، و ذكر و ياد خدا در هر حال ، و آن ذكر « سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر » نيست ، بلكه هر گاه بر عملي درآمد كه بر او حرام گشته از خداي عزّ و جلّ بترسد و آن را واگذارد .
يا علي ! سه چيز است كه حافظه را زياد كند و بيماري را ببرد . كندر ، مسواك كردن ، خواندن قرآن .
يا علي ! سه چيز از وسواس است : خوردن گِل ، گرفتن ناخن ها با دندان ، جويدن ريش .
يا علي ! از سه خصلت تو را نهي مي كنم ( و به سختي باز مي دارم ) : حسد ، حرص ، تكبر .
يا علي ! ( بهره و شيريني ) زندگي در سه چيز است : انه ي فراخ ، زن نيكو ، اسب ميان تهي .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:13  توسط رهياب  | 

تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی       حالا پرپر میزنم تا همیشه آسوده باشی

دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون                  نه به یاد تو نشستن زیر قطره های بارون

واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همین بود         وقتی دل تنگی این خاک توی لحظه هام می شینه

تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره                 ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره

ولی من میمونم اینجا با دلی که دیگه تنگه           میدونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 9:44  توسط رهياب  | 

ياد مرگ

چقدر خوب بود که همیشه این عکس رو جلوی چشمامون می گذاشتیم و فراموش نمی کردیم  که یه روزی ما هم تو همین یه متر جا می خوابیم . اونوقت بیشتر به فکر اون دنیا و زندگی ابدی در اونجا می بودیم .

خواهشن یه مقدار فکر کنیم و همین الان از خدا تقاضای بخشش کنیم  .

( بر گرفته از وبلاگ باده ناب )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 9:39  توسط رهياب  | 

سنگ تراش

روزي سنگ تراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت مي كرد، از نزديكي خانه بازرگاني رد مي شد در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوكران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت : اين بازرگان چقدر قدرتمند است و آرزو كرد مانند بازرگان باشد.
در يك لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد. تا مدت ها فكر مي كرد كه از همه قدرتمندتر است. تا اين كه يك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد، او ديد كه همه مردم به حاكم احترام مي گذارند حتي بازرگان.

 مرد با خودش فكر كرد: كاش من هم يك حاكم بودم، آن وقت از همه قوي‌تر مي‌شدم. در همان لحظه او تبديل به حاكم مقتدر شهر شد. در حالي كه روي تخت‌رواني نشسته بود همه مردم به او تعظيم مي‌كردند. احساس كرد كه نور خورشيد او را مي‌آزارد و با خودش فكر كرد كه خورشيد چقدر قدرتمند است. او آرزو كرد كه خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي كرد كه به زمين بتابد و آن را گرم كند.

 پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد كه نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و تبديل به ابري بزرگ شد. كمي نگذشته بود كه بادي آمد و او را به اين طرف و ان طرف هل داد.
 اين بار آرزو كرد كه باد شود و تبديل به باد شد ولي وقتي به نزديكي صخره سنگي رسيد ديگر قدرت تكان دادن صخره را نداشت با خود گفت كه قوي ترين چيز در دنيا، صخره سنگ است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد.
همان طور كه با غرور ايستاده بود. ناگهان صدايي شنيد و احساس كرد كه دارد خرد مي‌شود. نگاهي به پايين انداخت و سنگ‌تراشي را ديد كه با چكش و قلم به جان او افتاده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 2:52  توسط رهياب  | 

آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیانه سازد

وقتي خدا بهت مي گه باشه چيزي رو که مي خواي بهت ميده وقتي مي گه صبر کن چيز بهتري بهت مي ده
وقتي مي گه نه داره بهترين رو برات آماده مي کنه
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 7:13  توسط رهياب  | 

شهرزاد رفت

خلاصه هفته قبل

محمد سر قضيه ثبت شركت به من دروغ گفت
ظاهرا ديگه دارم از پريود مغزي ميام بيرون
دانشگاه داشتم اخراج ميشدم هنوز هم قضيم توي شوراس و لي مجوز امتحان موقت گرفتم
محمد سر قضه كاغذ ها دروغ گفت
باهاش دعوا كردم
تو خواب ديدم كه دارم خفش ميكنم
ترسيدم بلا سرش بيارم
آهنگهاش حاضر شد
و شهرزاد
امروز ده دقيقه نخواستم دركش كنم
قهر كرد و رفت
فكر كنم براي هميشه
بيشتر تقصير خودم بود
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:55  توسط رهياب  | 

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد

و خداوند خر را آفريد


به او گفت: تو يک خر خواهی بود و مثل يک خر کار خواهی کرد و بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاريکی شب سرمی رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگين خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد !
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا ! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بيست سال زندگی کنم.
پس خداوند آرزوی خر را برآورده کرد

و خدا سگ را آفريد


به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهی شد. تو غذايی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد!
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا ! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.

پس خداوند آرزوی سگ را برآورده كرد


و خدا ميمون را آفريد



به او گفت: تو يک ميمون خواهی بود. از اين شاخه به آن شاخه خواهی پريد و برای سرگرم کردن ديگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بيست سال عمر خواهی کرد.
ميمون به خداوند پاسخ داد: بيست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.

پس خداوند آرزوی ميمون را برآورده کرد

و سرانجام خداوند انسان را آفريد



به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمين. تو ميتوانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگيری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بيست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم ! من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خرنخواست زندگی کند و آن پانزده سالی که سگ نخواست زندگی کند و آن ده سالی که ميمون نخواست زندگی کند، به من بده !

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد

و از آن زمان تا کنون انسان بيست سال مثل انسان زندگی می کند.
...
و پس از آن سی سال مثل خر زندگی می کند، ازدواج می کند و مثل خر کار می کند و مثل خر بار ميبرد
...
و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد.
...
و وقتی پير شد، ده سال مثل ميمون زندگی می کند، از خانه اين پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل ميمون نوه هايش را سرگرم کند.

اين بود همان زندگی که انسان از خدا خواست.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:26  توسط رهياب  | 

در اشتیاق پرواز، بی آسمان ترینم

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»!لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 7:18  توسط رهياب  |